پختن

سلام

دیشب شام آبگوشت داشتیم و خانم لطف کرده بود و نانسنگگ تهیه کرد البته خیلی وقت بود که نان سنگگ نخورده بودم (جایتانخالی)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به ذهنم امده بود که وقتی خمیر را در تنور انداختنهمه سنگهای زیر خمیر به خمیر چسبیده بود و نمی شد از هم جدایشان کرد . و برای جداشدن نیاز بود که سنگها خوب داغ شوند و خمیر هم مدتی روی آن بماند تا خوب پختهشود تا از هم دیگر جدا شوند.

یک درس هم از نان سنگگ گرفتم و اون اینکه وقتی کاملاپخته شده بود هیچ سنگی به همراه نداشت. چه خوبه آدم وقتی در تنور قرار میگیره دوچیز را تحمل کنه:

۱- گرمای تنور را چون هر چه داغ تر باشه جدایی راحتراتفاق می افته.

۲- زمانی را تحمل کند تا خوب پخته بشه.

آدم وقتی گرمای تنور تجربه را تحمل کنه و خوب پختهبشه میتونه از همه تعلقات زندگی راحت دل بکنه و جدا بشه.

امیدوارم در این ایام حسینی هم در تنور زندگی پختهتر شویم.  

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
علی طالعی

در برابر نگاه گرگ ها شیر نمی نالد... سکوت خویش را حفظ میکند, فقط در شب است که شیر می گرید.