بار سنگین شکوفه ها

 روز خوبی  را پشت سر گذاشتم ، خیلی شادی بخش بود .

 

مراسم روز شکوفه های استانی در مدرسه شهید دهقان قایمشهر حضور داشتیم .

 

مادر شهید دهقان زنگ مدرسه را به صدا در آورد . نمی دانم لحظه زرن زنگ به یاد بچه شهیدش هنگام رفتن به مدرسه افتاد یا به یاد زنگ کاروان عشق برای رفتن به مدرسه شهادت .

 

نماینده وزارت برای اینکه بچه ها در آفتاب  نمانند و دلتنگیشان برای دیدن معلم و کلاس ادامه پیدا نکنه از سخنرانی انصراف داد ، این هم سخنرانی در سکوت بود ، که باید به ظرفیت فراگیر توجه کرد.

 

مهمتر از همه اینها مادرانی بودن که بیشتر از خود بچه ها شور و شوق داشتند .

 

و خیلی مهمتر و سنگینتر زل زدن من به مادران که چه چیزی در ما و مدرسه دیدن که دلبندشان را به ما می سپارند ، اون هم با این همه شور و شوق .

 

بار سنگینی را حس کردم ، خدایا کمک کن تا شرمنده این مادران نشیم ، خدایا توانی بده که بتونیم با صدای بلند فریاد بزنیم و به مادران بگوییم ، مادران گرامی خیالتان جمع باشه  هر چند نمی تونیم مادر باشیم ولی هر چه در توان داریم تقدیم دسته گلهایتان می کنیم . 

 

و همکاران گرامی بیاید کاری کنیم که بچه وقتی رفتند خونه ، شروع لحظه شماریشان باشد برای فردا .

 

رفتن خونه به مامان ها  بگویند امروز مدرسه انقدر بازی کردیم ، حال داد ، تازه مامان ، زنگ ریاضی هم بازی کردیم .

 

 

 

/ 4 نظر / 17 بازدید
دانلود سريال جديد

سلام. خسته نباشي. دوست داشتي سريال و فيلم جديد دانلود کني يه سري به سايت ما بزن. بيش از 400 عنوان سريال و بيشتر از 4 ترابايت فيلم داريم تو سايت. موفق باشي [قلب]

helen

سلامممممم ايول ادم يه همچين وبايي رو ميبينه از وب خودش نااميد ميشه[گریه][تعجب][ناراحت]

امیر میانه ساز

با سلام خدمت شما وبلاگ نویس محترم منتظر حضورتون هستم.... امیدوارم موفق باشین.

دوست نزدیک اما دور

این حس بار مسئولیت که در مقابل مادران وخانواده ها حس کردید را گاهی معلمین ما اصلاحس نمی کنند واز همان نخستین روز مدرسه دنیا و آینده دانش آموزان را به سخره گرفته وسرشار از سرزنش و حقارت هاودردمندی می کنند . کات این معلمین از این شغل کات شوند .کاش هرگز درمسیر معلم شدن قرار نگیرند.کجا رفته عطوفت ها وکجا رفته آن همه عشق که حتی در پس تنبیه معلم قرار داشت. دیگر جمله رجایی بکار نمی آید هرروز دورتر ودورتر میشوند کودکان ماازنوازش دستان گچی معلم ...