تلاش بی ادعا

سلام

جمعه گذشته با خانواده به سمت لنگر می رفتم که در مسير راه تصميم گرفتيم به ديدن يکی از اقوام خانم (جناب آقای جعفری) که چندی قبل از سفر حج عمره برگشته بود برويم لذا راهمان را کمی تغيير داديم وبه جای استفاده از جاده کمريندی به داخل شهر کياسر رفتيم و تا رسيديم به منزل اين پير مرد زنده دل مشاهده کرديم که بسيار حال او نابسامان است و در بستر بيماری بسر می برد و به دليل اينکه به تنهايی زندگی می کند با پسرش تماس گرفته بود تا به کمکش بيايد که همزمان ما رسيديم  و به همراه پسرش او را به درمانگاه رسانديم و دکتر پس از معاينه و کلی گفتگوی با حوصله به او اطمينان داد که نگران نباشد البته اون هم با محبت به  ما دليل سر حال شدنش را ديدن ما (سيد) ذکر کرد .

خلاصه پس از تشکر و قدر دانی از خانم دکتر  صحبت از حق ويزيت شد که خانم دکتر فرمودند من که کاری نکردم و نسخه ای ننوشتم و ...

بيش از نيم ساعت با آقای جعفری در مورد بيماری و علائم بيماری او صحبت کرد و دو بار فشار او را کنترل نمود . با شنيدن استدلال خانم دکتر برای نگرفتن حق ويزيت برای تشکر کردن مانده بودم که در اين منطقه محروم با اين مشکلات و درمانگاه خارج از شهر٬ و اين همه صداقت ...

ناخودآگاه به ذهنم خطور کرد که نام اين خانم دکتر را بپرسم تا در وبلاگ از او تشکر کنم . بله نامش سر کار خانم دکتر دانشپور بود . 

 

/ 1 نظر / 5 بازدید
فیض الله

با عرض سلام و تبریک صعود تیم ملی به جام جهانی دست مریزاد! عکس های وبلاگ شما باعث غرور بنده در بین همکاران نم شده. تقریبا اکثر آنها با لنگر آشنا شدند. در مراسم ترحیم مرحوم سید علیرضا میخواستم عرض ادب کنم که راستش شمارو گم کردم.به هر حال وظیفه دارم که باز هم از شما تشکر کنم.اگر کمکی لازم باشه در خدمتگزاری به همولایتی ها سر از پا نمی شناسم. به امید دیدار ارادتمندشما خرم روز