فرهنگ،رکن اصلی توسعه

از میان مولفه های اصلی توسعه پایدار (1) میتوان فرهنگ و آموزش را سنگ بنای توسعه پایدار دانست.
فرهنگ از آن حیث بر عناصر اجتماعی اولویت و ارجحیت دارد که در فرآیند توسعه یافتگی ، رابطه ی دیالکتیکی میان خود و عناصر دیگر همچون اقتصاد و سیاست و ... برقرار می سازد ، چرا که خود را شکل دهنده و در بردارنده ی ارزش ها ، رسوم ، باور ها و معیارهای هر جامعه ای میداند.
بیش از نیم قرن پیش ایران همگام با ژاپن خود را در مسیر برنامه ریزی جهت نیل و دستیابی به توسعه همه جانبه و پایدار قرارداده و در این راه منابع بسیاری را هزینه نمود.
در دوره ی پهلوی ، توسعه صرفا به واردات صنعت و تکنولوژی روز از کشورهای غربی ترجمه شد، اما چندی نگذشت که ژاپن که همگام با ایران آغازگر توسعه ی پایدار خود بود ، به الگوی توسعه ی ایران بدل گردید.
و ما همچنان بدون آنکه در این امر تاملی کنیم به روند توسعه ی تک بعدی و غیر اصولی خود ادامه دادیم.
با اندکی بررسی در می یابیم که تحقق توسعه، مستلزم تمهیدات و مقدمات فرهنگی است و این یعنی مشخصات خاص و ویژگی های فرهنگی متفاوت در هر جامعه باید به عنوان پیش نیاز فرهنگی توسعه مدنظر قرار گیرد.
هیچ توسعه ای بدون قبول یا تمایل جامعه به وقوع نمی پیوندد. وام گیری صنعت و تکنولوژی مستلزم همخوانی فرهنگ هاست لاجرم این واگیری ها باید همگام با تبادلات فرهنگی صورت پذیرد.
نمی توان سیاست های توسعه که با زیربنای فرهنگ کشوری خاص تنیده شده را در فرهنگ های غیربومی و در کشورهای کمتر توسعه یافته یا توسعه نیافته اجرا نمود که البته این امر را میتوان از عوامل اصلی عقب ماندگی ایران در جاده ی توسعه ذکر نمود.
لذا هر فرهنگی باید در درون خود، ساز و کاری در جهت تسهیل یا رفع موانع مقابل توسعه تعبیه نماید.

به عنوان نمونه شاهزاده ی بیزانس، در سده ی یازدهم میلادی تلاش های فراوانی برای معرفی چنگال غذاخوری به ونیز انجام داد، اما کلیسا آن را تا جایی خطرناک قلمداد نمود که خواستار نزول خشم خداوند بر استفاده کنندگان از آن شد.
چنگال در سال 1815 توسط یک تاجر فرانسوی برای بار دوم به ایتالیا معرفی گردید اما ممانعت ها همچنان در استفاده از آن وجود داشت، تا حدی که دولت بریتانیا آن را مخل انضباط تلقی و غیر اصولی خواند.
استفاده از چنگال غذاخوری در آمریکا نیز موجب سرزنش افراد گردید.
مواردی ازین دست در تاریخ توسعه و مقاومت فرهنگ ها که البته میتوان آن را تابعی از جهان بینی هر جامعه دانست ، بسیار است.
آموزش و پرورش به عنوان مولفه اصلی توسعه پایدار و بزرگترین و پیچیده ترین نظام اجتماعی، که در ایران 15 درصد از بودجه ی دولتی را به طور مستقیم صرف خود نموده است را می توان به عنوان سنگ بنای توسعه پایدار قلمداد نمود.
فرهنگ را از آنجا که ناقل الگوها و هنجارهاست ، میتوان معلول آموزش و پرورش برشمرد . بنابراین آموزش و پرورش نه تنها ابزار انتقال فرهنگ، بلکه میتوان آن را قدرتمندترین عامل توسعه ی درونزا (2) بر شمرد.
این نهاد عظیم اجتماعی از طرق متعدد میتواند در توسعه پایدار کشور سهم بسزایی ایفا نموده و در ایجاد و بستر سازی توسعه درونزا ، موثر واقع شود.
و نیز میتواند با خودبیانگری و خود اصلاحی،تدوین استراتژی های فراگیر، خروج از نظام های آموزشی سنتی و توسعه تکنیک های آموزشی، جایگزین مناسبی برای فنون و محتوای وارداتی شده و ضمن همسوساختن نیازهای جامعه و چرخ توسعه ، جوهره ی توسعه درونزا در هر کشوری باشد.
مدرسه و دستگاه تعلیم و تربیت ، مطابق با نظریات سرمایه انسانی، با تربیت نیروی انسانی کارآمد و متخصص به عنوان رکن اصلی تولید در چرخه ی اقتصاد کشور ایفای نقش می نماید.
امید است که با تدبیر و درایت ، بهره گیری از آموزش و پرورشی نوین و سرآمد، توسعه ی وارداتی را کمرنگ تر و رنگی نو به توسعه درونزا که همگام با فرهنگ وارزشهای بومی است ، بپاشیم.
به امید آن روز
به علاقه مندان این مبحث، مطالعه کتاب فرهنگ و توسعه(3) پیشنهاد میگردد.

* پ. ن :
1. مولفه های اصلی توسعه پایدار:
1.انسان 2.کودکان و نوجوانان 3.زنان 4. فرهنگ 5.آموزش 6.محیط زیست 7.علم 8.مشارکت
2.رهیافت درونزا به توسعه مستلزم این است که زمینه فرهنگی-اجتماعی ای که توسعه در آن رخ می دهد و نیز شرایطی که به آن فرهنگ خاص مربوط می شود ، لحاظ شود.
ازیک سوء به مردم فرصت ایفای نقش داده و از سوی دیگر عامل یکپارچگی توسعه و ساختارهای اجتماعی فرهنگی می شود.
3. یونسکو. 1376. فرهنگ و توسعه: رهیافت مردم شناختی. ترجمه نعمت الله فاضلی و محمد فاضلی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

/ 2 نظر / 12 بازدید

تله کابین و مجتمع توریستی اطراف لنگر و کیاسر کی راه میفته؟؟؟

. در دوران ما آموزش و پرورش به عنوان موثرترین ابزار جوامع برای ورود به چالشهای آینده مورد توافق قرار گرفته و اصولا پذیرفته شده است که در پرتو آموزش و پرورش دنیای فردا شکل خواهد گرفت. آموزش و پرورش پایدار به مفهوم وسیع خود در دهه های آینده این توانمندی را خواهد داشت تا به مشابه ابزاری قابل اعتماد پل مستحکمی بین کلاس درس و اجتماع و بین کلاس درس بازار بنا کند.در چشم اندز پایداری ، مهم ترین سرمایه کشورها سرمایه ها انسانی است. بدیهی است که بالندگی سرمایه های عظیم در گرو آموزش خواهد بود . آموزش و پرورش پلی است که از گذشته به حال و از حال به آینده می رسد. لذا برای رسیدن به آینده های پایدار درکی عمیق تر از اهمیت این موضوع و نگاهی دوباره بر نظام آموزشی کشورها در نخستین گام ضرورت خواهد داشت. به بیان امروزی،دانش و دانایی ملی، ركن اصلی توسعه ، و نظام آموزشی هم گذرگاه نیل به دانایی ملی بشمار می آید و جامعه زمانی به اهداف خود دست می یابد كه از طریق توسعه انسانی مسیر خود را هموار كند، در واقع بنیاد حیات جمعی انسان را تعلیم و تربیت تشكیل می دهد و ما «آنگونه زندگی می كنیم كه تربیت می شویم». از اینرو، هر تعبیری كه از