لنگر

 
لنگر روستايي سرسبز و خوش آب و هوا از شهرستان ساري -------------------- لنگر نام زادگاه نويسنده این وبلاگ است

هدیه ای از یک دوست

سلام و عرض ادب 

مطلبتون در مورد کار خیلی جالبه  ببخشید که خیلی وقت نمی شه به وبلاک شما سر بزنم  اما همه مطالب شما خوبه و چون از دل بر می آید لاجرم بر دل می نشیند .من در همین قسمت می خوام مطلبی که پسرم امیررضا در مورد معلم نوشته برای شما بفرستم تا در صورتی که دوست داشتید در وبلاک خود بگذارید.

آسمانیم و خورشیدمان را دوست داریم.

دست های پر مهرت ضعیف شده اند

انگار فاصله ها برای شما هم صدق می کند 

امروز دستانت کمی می لرزد؛ نگاهت به سوی پنجره می گریزد. 

می دانم دوست داری باران را نگاه کنی .

باران که متوجه نگاهت می شود ،خودش را بیشتر به شیشه می زند.

باران همیشه تو را دوست دارد!   تو را بیشتر از همه خیس می کند!

اشک ها و لبخند هایت در زیر باران  ......               یادم می ماند.

اما باران امروز نگران است ! چون تو از چشم هایت برایش شریک آورده ای.....حق دارد! 

گمان می کرد پیش توتنها و سوگلی است .

باران شیشه را می لرزاند چون لرزش دستانت اورا نگران کرده است .

و زمین خاک کفش تو را می بوسد.

دفترهایمان را باز کنیم....    آب   بابا   بابا   آب          مشق داده بودی یادت نیست؟!

امروز دفتر خودت رابر روی میز بگذار تا ما ببی

 

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٩ آبان ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی