لنگر

 
لنگر روستايي سرسبز و خوش آب و هوا از شهرستان ساري -------------------- لنگر نام زادگاه نويسنده این وبلاگ است

کار جوهر مرد است

        سلام 

مطلب زیر نوشته ام مربوط به هفت سال قبل می باشد وحس کردم دوباره مرور کنم خوبه .        

         من هرشبانه روزی بیش از 13 الی 14ساعت را درخارج از منزل سپری می کنم واین موضوع  به همراه ساعت ها کار طولانی باعث شده بسیار کم به خانواده ام توجه کنم به طوری که تاریخ ازدواجمان وتاریخ تولد وحتی بعضا پایه تحصیلی فرزندانم را فراموش کرده ام .

         بسیار پر مشغله هستم و باید اعتراف کنم که بسیارهم از این  موضوع  خوشحال ومسرورم ان قدر شاد و خوشحال  که بعضی از افراد می گویند دیوا نه  شده ام  از زمانی که  اغاز به کار کرده ام هیچ گاه به یاد ندارم که یک روز مرخصی گرفته باشم مگر برای کار دیگر( انهم کاری مهمتر) و یا با خانواده ام به ساحل دریا رفته باشم و البته از این بابت هیچ وقت احساس تا سف نکرده ام و احتمالا هم هیچ وقت  احساس تاسف نخوا هم کرد.

 

 این باور من است که موفقیت زمانی تضمین شده است که خود را وقف کارو تلا ش کنم در چنین شرایطی هیچ وقت شکست نمی خوریم هر چند اکثر مردم چنین می پندازند که فردی مثل من که تمام فکرش معطوف به کار است از زندگی لذتی نمی برد ولی من می گویم که اغلب ادمها قادر به درک این موضوع  نیستند که من چرا به جای  تفریح خود را وقف کار کرده ام.

 این عقاید  تنها نتیجه فکر افرا دی است که در زندگی هیچ گاه  نتوانسته اند  لذت واقعی کار کردن را مزه کنند انسانهایی که هرگز نتوانسته اند زیبایی غرق شدن در کاری را تصور کنند ادم هایی  که نتوانسته اند حس زیبایی رسیدن به هدفی که برای ان سخت کوشیدند را درک کنند.

البته سخت است و بسیارناراحت کننده است که انسان موجودی که توانسته با همه چیز در این دنیا متناهی ارتباط برقرار کند کار را فقط به عنوان وسیله ای برای پر کردن شکمش نگاه کند.

 فکر می کنم  که این بسیار زشت است که فردی در دوران جوانی وقتی که می تواند پر از رویا ها ی بزرگ امید به زندگی و شور و نشاط  و انرژی باشد کار را به چشم یک موضوع دردسر ساز و پرزحمت ببیند و به دنبال مشاغل  کم مسولیت و… باشد.

 به اعتقادم اگر شما  کار را فقط وسیله  کسب درامد وموجب عرق ریختن وزحمت زیاد ببینید این توهین بزرگی به نظام اخلاقی کار است. در صورتی که می توان کار را وسیله موفقیت، احساس رضایت وخرسندی از پیشرفت شخصی و کمک به پیشبرد جامعه  دانست.  

 

کار کردن بسیار ارزشمند است ونباید ان را همیشه با جنبه های مادی سنجید اصلا کار کردن مثل درس خواندن  است باید تا زمانی درس خواند که اطرافیان بگویند " از بس درس خوانده ای دیوانه شده ای "

تا به حال به چشمان  برا ق و جستجو گرفردی که به دنبال پاسخ مسله خود مطالعه  می کند چشم دوخته اید.

وقتی از من می پرسند که در اوقات فراغت سرگرمی تو چیست ؟ مات می شوم و نمی دانم چه بگویم از اوقات فراغت که درک نکرده ام وسرگرمی که نیاز نداشته ام  مخصوصا اگر منظور از سرگرمی کشتن یا به نظر دیگران گذران زمان باشد .

اگر چه به غیر از دوران کودکی و نوجوانی بعضی از اوقات شاید به بخاطرم بیاید که بازی کرده ام و باید بگویم که هیچ وقت بازی نکرده ام  و به یاد ندارم که به سبب تفریح یا وقت گذرانی به سینما ، تئاتر ، پارک یا کنسرت موسیقی رفته باشم و یا به تماشای فوتبالی نشسته باشم . باید عنوان کنم که از موسیقی نیز به اندازه ای که دیگران مطرح می کنند لذت نبرده ام و اگر مجبور باشم تا بگویم که چه چیزی باعث لذت من در این دنیا شده و می شود ، کار کردن بوده است و خواهد بود ، البته این را هم بگویم که در هیچ شرایط و موقعیتی خود را مجبور به کاری نکرده ام و دیگران هم در این امر نقشی نداشته اند.

 

اگر چه خیلی از افراد از تفریح و سرگرمی لذت می برند و احساس رضایت دارند برای من آنچه که لذت و رضایت می آفریند کار است و کار .

پیشرفت زمانی اتفاق می افتد که انسان کارش را به بهترین شکل انجام دهد و از آن لذت ببرد و برای باور کردن راهی جز امتحان کردن ندارید و برای موفقیت راهی جز غرق شدن در کار ندارید.

به هر کاری که مشغول شده ام طوری در گیر شده ام که انگار صاحب کار خودم هستم و تلاش کردم خودم به دنبال انجام آن باشم و منتظر دستور و تشویق و پاداش نبوده ام .

و همیشه سعی کردم دیر به سر کار نروم و مرخصی نگیرم و این موجب موفقیتم در انجام کار بوده است و به من لذت می داده است.

هر وقت که با شور و هیجان فراوان کاری را شروع می کردم فقط به لحظه ی موفقیت آمیز پایان کار فکر می کردم .

اگر کار برای پیشرفت و توسعه اجتماع باشد لذتی را به همراه خواهد داشت که وصف کردنی نیست ولی اگر برای کسب درآمد و صرفا" موفقیت شخصی باشد ، مطمئنا نه تنها لذتی نخواهد داشت بلکه موجب خستگی و فرسودگی نیز خواهد شد و در این صورت است که لذت را در چیزهای دیگری که قطعا توسعه و منافع اجتماعی را در بر نخواهد داشت باید جستجو کرد و سخت ترین کار برایم در دنیا کار نکردن است .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ امرداد ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی