لنگر

 
لنگر روستايي سرسبز و خوش آب و هوا از شهرستان ساري -------------------- لنگر نام زادگاه نويسنده این وبلاگ است

تذکر و انتقاد

سلام 

امروز روز خوبی برایم بود.

به دو دلیل :

اول اینکه امروز در جمع مدیران شهرستان نکا حضور یافتم در پایان برنامه یکی از مدیران تذکری به من داد که جالب بود و آن یک غلط املایی (تایپی) در اسلایدی بود که قبل از این جلسه در چند جلسه دیگر هم استفاده کرده بودم . ولی نمی دانم چرا دیگران این تذکر را قبلا ندادن و یا اینکه ندیدند.

دوم تذکر زیر هست که در قسمت نظرات وبلاگم یکی از دوستان آشنا برایم گذاشت .

در هر صورت از همه کسانی که به من انتقاد می کنند و تذکر می دهند خیلی ممنونم . 

سلام چه خبر  از 22مرداد تا حالا دیگه چیزی ننوشتی تمام اطلاعات سال 93 همین بود  فکر می کنم خودت نیاز به تغییر داری آخه دچار روز مرگی شدی ، خدا نگه دار تغییر

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

تغییر جریان زیبای زندگی

سلام

تغییر جریان زیبایی از زندگی است .

لذا حواسمان  باشد که وقتی با آن روبرو می شویم وحشت نکنیم ، تغییر دوست خوبی است ، دوست بسیار بسیار خوب .

زیرا ما را هوشیار و بیدار می کند که بدانیم و لمس کنیم که همیشه اینگونه نخواهد ماند و  قدر زمان را باید بدانیم و همیشه و در همه اوقات "زندگی" کنیم و حال را در یابیم در این صورت هست که می فهمیم هر دقیقه چقدر زمان زیادی است و عجب قیمتی دارد .

بله آیا واقعا همینطور زندگی می کنیم ، تغییر به ما میگوید که فقط حال در اختیار ماست .

تغییر لذتی را که در هر لحظه هست  به ما نشان می دهد و تغییر هست که به ما می آموزد ، هیچ چیزی ابدی نیست حتی خودمان هم ابدی نیستیم (در این جهان )  و یادآوری می کند که بگذارید همه چیز برود و هیچ چیز ارزش وابستگی ندارد و یاد می گیریم که دست از انتظاراتمان بکشیم ، چون هیچکس خبر ندارد که به فردا خواهد رسید یا نه .

تغییر یک حرف بزرگ دارد و آن اینکه در جا نزنیم ، ساکن نشویم ، خشکمان نزند ، مرداب نشویم و دریا بمانیم.

خستگی نتیجه روزمرگی است ،

شادی، سرزندگی ، خوشحالی و  . . . نتیجه رویدادهای غیر منتظره .

ما اختیار داریم که شادی ، آزادی و شگفتی را انتخاب کنیم و یا اینکه افسرده و بی تفاوت باشیم .

ما بیشتر از همه از طریق عشق ، صبر ، تفاهم ، تعلق ، بودن و عمل کردن یاد میگیریم .

روزها از پی هم می گذرند ،

 حقیقت همین است ، روزهایی که برایش خوابهای طلایی دیده بودیم به همین راحتی می گذرند .

و آنچه از ما باقی می ماند رد پایی از دوستی ، محبت ، احساس و بودن هست . 

تقدیم به کسی که تغییر را استقبال میکند و ردی بعنوان چراغ را بجای می گذارد .

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢٢ امرداد ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

کار جوهر مرد است

        سلام 

مطلب زیر نوشته ام مربوط به هفت سال قبل می باشد وحس کردم دوباره مرور کنم خوبه .        

         من هرشبانه روزی بیش از 13 الی 14ساعت را درخارج از منزل سپری می کنم واین موضوع  به همراه ساعت ها کار طولانی باعث شده بسیار کم به خانواده ام توجه کنم به طوری که تاریخ ازدواجمان وتاریخ تولد وحتی بعضا پایه تحصیلی فرزندانم را فراموش کرده ام .

         بسیار پر مشغله هستم و باید اعتراف کنم که بسیارهم از این  موضوع  خوشحال ومسرورم ان قدر شاد و خوشحال  که بعضی از افراد می گویند دیوا نه  شده ام  از زمانی که  اغاز به کار کرده ام هیچ گاه به یاد ندارم که یک روز مرخصی گرفته باشم مگر برای کار دیگر( انهم کاری مهمتر) و یا با خانواده ام به ساحل دریا رفته باشم و البته از این بابت هیچ وقت احساس تا سف نکرده ام و احتمالا هم هیچ وقت  احساس تاسف نخوا هم کرد.

 

 این باور من است که موفقیت زمانی تضمین شده است که خود را وقف کارو تلا ش کنم در چنین شرایطی هیچ وقت شکست نمی خوریم هر چند اکثر مردم چنین می پندازند که فردی مثل من که تمام فکرش معطوف به کار است از زندگی لذتی نمی برد ولی من می گویم که اغلب ادمها قادر به درک این موضوع  نیستند که من چرا به جای  تفریح خود را وقف کار کرده ام.

 این عقاید  تنها نتیجه فکر افرا دی است که در زندگی هیچ گاه  نتوانسته اند  لذت واقعی کار کردن را مزه کنند انسانهایی که هرگز نتوانسته اند زیبایی غرق شدن در کاری را تصور کنند ادم هایی  که نتوانسته اند حس زیبایی رسیدن به هدفی که برای ان سخت کوشیدند را درک کنند.

البته سخت است و بسیارناراحت کننده است که انسان موجودی که توانسته با همه چیز در این دنیا متناهی ارتباط برقرار کند کار را فقط به عنوان وسیله ای برای پر کردن شکمش نگاه کند.

 فکر می کنم  که این بسیار زشت است که فردی در دوران جوانی وقتی که می تواند پر از رویا ها ی بزرگ امید به زندگی و شور و نشاط  و انرژی باشد کار را به چشم یک موضوع دردسر ساز و پرزحمت ببیند و به دنبال مشاغل  کم مسولیت و… باشد.

 به اعتقادم اگر شما  کار را فقط وسیله  کسب درامد وموجب عرق ریختن وزحمت زیاد ببینید این توهین بزرگی به نظام اخلاقی کار است. در صورتی که می توان کار را وسیله موفقیت، احساس رضایت وخرسندی از پیشرفت شخصی و کمک به پیشبرد جامعه  دانست.  

 

کار کردن بسیار ارزشمند است ونباید ان را همیشه با جنبه های مادی سنجید اصلا کار کردن مثل درس خواندن  است باید تا زمانی درس خواند که اطرافیان بگویند " از بس درس خوانده ای دیوانه شده ای "

تا به حال به چشمان  برا ق و جستجو گرفردی که به دنبال پاسخ مسله خود مطالعه  می کند چشم دوخته اید.

وقتی از من می پرسند که در اوقات فراغت سرگرمی تو چیست ؟ مات می شوم و نمی دانم چه بگویم از اوقات فراغت که درک نکرده ام وسرگرمی که نیاز نداشته ام  مخصوصا اگر منظور از سرگرمی کشتن یا به نظر دیگران گذران زمان باشد .

اگر چه به غیر از دوران کودکی و نوجوانی بعضی از اوقات شاید به بخاطرم بیاید که بازی کرده ام و باید بگویم که هیچ وقت بازی نکرده ام  و به یاد ندارم که به سبب تفریح یا وقت گذرانی به سینما ، تئاتر ، پارک یا کنسرت موسیقی رفته باشم و یا به تماشای فوتبالی نشسته باشم . باید عنوان کنم که از موسیقی نیز به اندازه ای که دیگران مطرح می کنند لذت نبرده ام و اگر مجبور باشم تا بگویم که چه چیزی باعث لذت من در این دنیا شده و می شود ، کار کردن بوده است و خواهد بود ، البته این را هم بگویم که در هیچ شرایط و موقعیتی خود را مجبور به کاری نکرده ام و دیگران هم در این امر نقشی نداشته اند.

 

اگر چه خیلی از افراد از تفریح و سرگرمی لذت می برند و احساس رضایت دارند برای من آنچه که لذت و رضایت می آفریند کار است و کار .

پیشرفت زمانی اتفاق می افتد که انسان کارش را به بهترین شکل انجام دهد و از آن لذت ببرد و برای باور کردن راهی جز امتحان کردن ندارید و برای موفقیت راهی جز غرق شدن در کار ندارید.

به هر کاری که مشغول شده ام طوری در گیر شده ام که انگار صاحب کار خودم هستم و تلاش کردم خودم به دنبال انجام آن باشم و منتظر دستور و تشویق و پاداش نبوده ام .

و همیشه سعی کردم دیر به سر کار نروم و مرخصی نگیرم و این موجب موفقیتم در انجام کار بوده است و به من لذت می داده است.

هر وقت که با شور و هیجان فراوان کاری را شروع می کردم فقط به لحظه ی موفقیت آمیز پایان کار فکر می کردم .

اگر کار برای پیشرفت و توسعه اجتماع باشد لذتی را به همراه خواهد داشت که وصف کردنی نیست ولی اگر برای کسب درآمد و صرفا" موفقیت شخصی باشد ، مطمئنا نه تنها لذتی نخواهد داشت بلکه موجب خستگی و فرسودگی نیز خواهد شد و در این صورت است که لذت را در چیزهای دیگری که قطعا توسعه و منافع اجتماعی را در بر نخواهد داشت باید جستجو کرد و سخت ترین کار برایم در دنیا کار نکردن است .

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ۱٧ امرداد ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

عید فطر

سلام

عید فطر ، عید طاعت و بندگی مبارک باشه .

چند مور را قبلا خواستم بنویسم ولی فرصت نشد ولی الان که فرصت شد اون حس را ندارم .

در مسیر خونه ام به محل کار یک مهد کودکی هست ، هر صبح که میام کلی ماشین دم در مهد ترمز می کنند و مادران و پدرانی از ماشین پیاده می شوند و با عجله بچه ای که روی صندلی ماشین خوابه را بلند می کنند و تحویل مهد می دهند و با عجله از در مهد خارج میشند به سمت محل کار .

البته اگر پدر و مادر ها خیلی هنر کنند برای خداحافظی بچه خوابیده اشان را یک بوس مهمان می کنند که آن هم برای دل خودشان هست ، بچه که چیزی حس نمی کنه .

راستی بچه ممکنه طی الارض بودن را حس کند . چون توی خونه می خوابه ، بیدار که میشه میبینه توی مهد هست .

پیش مامان می خوابه پیش مربی (دایه) بیدار میشه .

صبح ها که میام این صحنه بچه سپاری (اصطلاح خودمه ) را مشاهده می کنم یاد حرف یکی از اساتیدم در دهه 60 می افتم که می گفت حواستان باشد به تعداد مجوزی که برای تاسیس مهدکودک صادر می کنید، باید  برنامه ریزی کنید برای تاسیس همان تعداد خانه سالمندان در پنجاه سال دیگه .

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٩ امرداد ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

مهر دیروز یا مهر امروز

با سلام 

سال 85 با یکی از اساتید روانشناسی هم مسیر بودم طی مسیر در ماشین با هم صحبت میکردیم  که ناخوداگاه دیدم سرش را با تاسف تکان می دهد . گفتم چی شد دکتر ؟

با اشاره به من بیلبرد تبلیغاتی را نشان داد ولی باز من متوجه نشدم . که ادامه داد نگران آن هستم برخی از کلمات ارزششان را به خاطر عملکرد غلطمان از دست میدهند.

روی بیلبرد دولت مهر نوشته بود . دکتر گفته بود دلم برای کلمه مهر میسوزه !!!!

در آن روز من این حرف را جدی نگرفتم ولی امروز در یک جلسه بعد 7 سال متوجه شدم .

در جلسه امروز یکی از کارگزاران همان دولت گذشته در بحث مهر گفت مهر گذشته یا مهر ....

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٩ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

مدارس خاص و عدالت همه جانبه !!!!

سلام

این هم سوال یکی از مدیران مدارس .

واقعا چه پاسخی می توان گفت !!!!

شما صحبت از عدالت می کنید، بسیار عالی است . ولی مشخص کردن بعضی از مدارس خاص مثل نمونه دولتی و هیئت امنایی و تیزهوشان و ... برای چیست مگر در یک شهر جمعا چند معلم دلسوز و کارآمد وجود دارد. پس تکلیف بقیه دانش آموزان یک شهر چه خواهد شد امیدوارم  ......... این مشکلات حل شود .

من که هیچ جوابی ندارم . جز اینکه بگویم چشم شنیدم . و بگویم تکرار کنید و انقدر تکرار کنید تا گوشی برای شنیدن و اراده ای برای تغییر یافت شود .

پيام هاي ديگران ()        link        دوشنبه ٢۳ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

گلهای گلدان تا گلهای پدر و مادر

سلام

این عکس را در راهرو یکی از ادرات آموزش و پرورش گرفتم .

و با خود فکر کردم که این گل داخل گلدان که اینطور پژمرده شد دو چیز را از ما می خواست ، آب و نور در زمانهای مشخص ،

همین و بس .

چه جوری به خودمان جرات می دهیم و به مردم میگوییم دسته گلهایتان را بسپارید به ما تا تربیت کنیم .

گل تو گلدان را نمی تونیم نگهداری کنیم ، تربیت را نمی دانم .!!!!

گل در ساختمان یکی از ادارات آموزش و پرورش

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

فرهنگ،رکن اصلی توسعه

یادداشتی از . . .  در سایت سلام نو:

فرهنگ،رکن اصلی توسعه

مدرسه و دستگاه تعلیم و تربیت ، مطابق با نظریات سرمایه انسانی، با تربیت نیروی انسانی کارآمد و متخصص به عنوان رکن اصلی تولید در چرخه ی اقتصاد کشور ایفای نقش می نماید.
مقوله توسعه پس از جنگ جهانی دوم در راستای رفع فقر ، کاهش نابرابری و تسریع رشد اقتصادی، اندیشمندان حوزه های سیاسی اقتصادی را به خود مشغول نمود.
تا چند دهه ی قبل عقیده اکثر صاحب نظران بر این بود که توسعه مفهومی اقتصادی است اما این نظریه همزمان با شکست کشورهایی که فقط معیارهای اقتصادی توسعه را مدنظر قرارداده بودند، درهم شکست.
دیری نگذشت که متخصصان امر توسعه، این مفهوم را در مقابل رشد قرار داده و آن را عاملی فراگیرتر از رشد اقتصادی دانستند.
توسعه پایدار و همه جانبه به عنوان مفهومی متعالی و در بردارنده ی پیشرفت و ترقی جامعه در تمامی ابعاد زندگی، آغازگر مفاهیمی چون توسعه ی سیاسی، اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی، انسانی و.... در ادبیات علوم انسانی شد.
طبق تعریف بین المللی برنامه محیطی سازمان ملل متحد، توسعه پایدار توسعه ای است که نیازهای نسل حاضر را برآورده سازد بدون آنکه توانایی های نسل آینده را در رفع نیازهایشان به مخاطره اندازد.
در حقیقت اندیشمندان توسعه معتقدند گسترش امکانات زندگی، ارتقای رفاه عمومی ، رابطه با محیط زیست و موهبت های طبیعی، انرژی و ... همه و همه باید در راستای عدالت اجتماعی صرف گردد تا نسل آینده را از این موهبت های طبیعی و حق زیستن محروم نسازد .


پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۸ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

آبشار دریوک

سلام

معمولا فرصت بشه جمعه ها دوستان برای پیاده روی یا کوهنوردی به طبیعت پناه میبریم

جمعه هفته گذشته به منطقه ای در نمارستاق آمل (جاده هراز ) رفته بودم  و در کنار آبشار دریوک دانش آموزی را دیدم که حس معلمی ام گل کرد و ازش چند تا سوال پرسیدم و بعد بهش گفتم وقتی به طبیعت میای خاطره هم مینویسی. گفت نه من حافظه ام خوبه . و من گفتم اگر خاطرات را بنویسی خوبه ، و ازش قول گرفتم که هر جا میره خاطره بنویسه و اگر این خاطره را نوشت برایم بفرسته و اون هم به قولش عمل کرد .

... روز چهارشنبه اتفاق افتاد و من به همراه خانواده ام که در منطقه نمارستاق یک خانه ییلاقی داریم پنجشنبه به آنجا رفتیم و روز جمعه من و دایی مرتضی ام تصمیم گرفتیم به آبشار بسیار زیبای دریوک برویم که ساعت 7 صبح به سمت آبشار حرکت کردیم و در مسیر به ما خیلی خوش گذشت زمانی که در کنار این آبشار نشسته بودیم آقایی به ما سلام کرد و از من سوال کرد : که کلاس چندم هستم و من هم گفتم کلاس پنجم و کدام مدرسه درس می خواندید و فامیلی شما چیه و دایی ام گفت که او پسر دکتر نوری (روانشناس) می باشد و گفت آهان فهمیدم و خندید و گفت تو همان پسری هستی که هفته قبل در مورد جایزه به من زنگ زدی . و من هم گفتم آره و فهمیدم که او آقای میرشفیعی معاون ابتدایی اداره کل می باشد و بعد خندید و گفت « گذر پوست به دباغ خانه می رسد » و من در آن وقت کمی نگران شدم ، پیش خودم گفتم شانس ما را ببین دنیا چقدر کوچیکه و از من قول گرفت که خاطره این آبشار را بنویسم و من هم به محض اینکه به خانه یمان در آمل رسیدم این خاطره را نوشتم – با تشکر- رضا نوری – 30/3/93

پيام هاي ديگران ()        link        جمعه ٦ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی

کنفرانس ریاضی

سلام

امروز از صبح شاهد تلاش و کوشش معلمان کوشا و علاقمندی بودم که از نقاط مختلف استان برای شرکت در اولین کنفرانس ریاصی پایه ششم ابتدایی در دانشگاه فرهنگیان قائمشهر گرد هم آمده بودند.

این کنفرانس با همکاری اداره کل آموزش و پرورش مازندران (معاونت آموزش ابتدایی) و انجمن علمی ریاضی استان و دانشگاه فرهنگیان قائمشهر برگزار گردید.

نکات ذیل قابل توجه و جالب برای اینجانب بوده است

- همه مهمانان (معلمان و مدعوین ) به موقع حضور پیدا کردند و تا پایان برنامه (اختتامیه) بدون تعدیل حضور فعالانه داشتند . (از ساعت 8 صبح تا 18 بدون استراحت ).

- در این کنفرانس همزمان در 6 کارگاه بصورت موازی 30 سخنرانی منتخب توسط معلمان ارائه گردید. و حدود 70 پوستر منتخب به نمایش گذاشته شده بود.

- در تمام این سخنرانی ها معلمان از فن آوریهای نوین استفاده می نمودند .

- به هر کلاسی که برای استفاده از سخنرانی معلمان وارد شدم شاهد آن بودم که تعدادی از افراد داخل کلاس سر پا ایستاده بودند.کاملا مشهود بود که عوامل اجرایی این میزان علاقه را در همکاران  پیش بینی نمی کردند.

با توجه موارد قوق بر خود می بالم و افتخار می کنم که در جمع معلمان دلسوز و پرتلاش ابتدایی در این کنفرانس حضور داشتم . و امیدوارم بتوانم شاکر زحمات همکارانم در معاونت آموزش ابتدایی استان و شهرستان و مناطق  و همچنین همکاران خوبم در انجمن علمی ریاضی و دانشگاه فرهنگیان قائمشهر باشم .

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱ تیر ،۱۳٩۳ - سیدعیسی میرشفیعی